أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
434
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
بزرگى روى داد . بدينگونه حسن بيگ سلطان را مستأصل ساخت و شد آنچه شد . حسن بيگ بر سرزمين شروان و مردمش رأفت آورد و بخشى از خاك همسايگان را به شروانشاه بخشيد . در روزگار فرخ يسار كار شيخ حيدر ، پسر شيخ جنيد صفوى ، بالا گرفت و در 893 ه . ق / 1488 م با ده هزار مبارز ، از مريدان و همراهان پدرش عازم شروان شد . شروانشاه از امير عراقين ، سلطان يعقوب بن حسن بيگ بايندر ، استمداد طلبيد و او هم لشكرى به سردارى سليمان بيگ بيجن ( بيژن ) به يارى فرستاد . شروانشاه همراه با آنان به جنگ حيدر رفت ، بعد از رويارويى و درگيرى او را شكست داد و كشت و فرزندانش را اسير كرد ، و سپس آنان را در بند و زنجير به درگاه سلطان يعقوب فرستاد و او هم محبوسشان كرد . فرخ يسار به حكومت ادامه داد ، تا اينكه در آغاز 906 ه . ق / 1500 م شاه اسماعيل صفوى با سپاهى عظيم از شيعيان گيلان و مازندران به جنگ او آمد . شروانشاه در حوالى شماخى با آنان به جنگ پرداخت ، امّا شكست يافت و در ميدان نبرد كشته شد . عدهاى گويند گرفتار شد و دستبسته به قتل رسيد . اسماعيل به خونخواهى پدر و جد ، هر شروانى را كه به چنگ مىآورد ، مىكشت . فرخ يسار حدود 38 سال حكمرانى كرد . ( نك : تاريخ شروان و دربند ، صص 52 - 251 ) ص 64 رستم بيك ( 27 ) پسر مقصود بيك ، هشتمين پادشاه از سلسلهء آققويونلو است كه توسّط آيبه سلطان بايندر از زندان رهايى يافت و با يارى جمعى از تراكمه متوجّه تبريز شد . بايسنقر ميرزا و سليمان بيك چون از حركت رستم بيك به طرف تبريز آگاه شدند به مقابله شتافته امّا منهزم گشتند . بايسنقر ميرزا به اتّفاق شيخ نجم الدّين مسعود به جانب شيروان فرار نمود و سليمان بيك نيز به جانب ديار بكر گريخت و تبريز به تصرّف رستم بيك درآمد و در سال 897 ه . ق بر تخت سلطنت جلوس نمود و با صلاحديد امرا و بزرگان قوم فرزندان شيخ حيدر صفوى را كه به دستور سلطان يعقوب زندانى شده بودند آزاد ساخت . در اين ميان بايسنقر ميرزا چون به شيروان رسيد فرخ يسار شاه شيروان با دوازده هزار كس همراه او ساخته روانهء آذربايجان